عريب بن سعد القرطبي ( مترجم : پاينده )

6937

صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي )

مونس از آب گذشت تا نزديك آنها فرود آمد ، آنگاه با كسانى كه همراه وى بودند بر اسب و بر آب از گدارى كه يافته بودند سوى آنها رفت و شمشير در ايشان نهادند كه بيشترشان كشته شدند و بعضىشان غرق شدند ، سالارشان نصر ساجى اسير شد ، ابن ابى الحسين ديرانى نيز دستگير شد . بعضى سياهان امان خواستند كه مونس آنها را ببرد و در اطراف پراكنده شان كرد ، على بن يلبق را بر نگهبانان واسط بجاى نهاد . اين نبرد پنج روز مانده از رجب رخ داد و مونس ده روز مانده از شعبان به بغداد بازگشت . در اين سال ، حسن بن حمدان يك جانفروش را به نام عزون كه در كفرغرثا قيام كرده بود ، اسير كرد و بنزد سلطان فرستاد كه وى را بر فيلى نشاندند و انگشتنما به بغداد درآوردند . پس از آن به زندان شد و اين در ذى حجه بود . يك ماه پيش از آن ابو السرايا نصر بن حمدان و حسن بن سعيد بن حمدان يك جانفروش از وابستگان بجيله را كه در رادفيه قيام كرده بود فرستادند كه بر فيلى وارد بغداد شد ، دو پسرش نيز بر دو شتر پيشاپيش وى بودند با صد شتر از آن ياران وى . در ماه ذى قعده ، يكى از بزرگان بربر ، معروف به ابو شيخ ، به خانهء سلطان رفت و گفت كه جمعى از سرداران و دبيران با ابو احمد ، محمد بن المكتفى بالله ، بيعت كرده‌اند و نزديك سه هزار كس از سپاهيان ، وى را اجابت كرده‌اند . سلطان دستور داد كه پسر المكتفى بالله را در خانه اش متوقف كنند . خبر ابو شيخ فاش شد و بر او بيمناك شدند كه مبادا سپاهيان او را بكشند . ابو شيخ را به جبل فرستادند ، بنزد پسر دايى كه در سپاه وى باشد . در ماه ذى قعده ، خبر آمد از وقوع نبرد ميان بلاليان و سعديان به بصره ، و اينكه عبد الله بن محمد عمرويهى عامل كمك بصره ، بلاليان را كمك داده كه سعديان را هزيمت كرده‌اند و محلهايشان را سوخته‌اند كه از بصره بيرون شده‌اند ، سپس از پى مدتى به خواست و تضرع به آنجا بازگشته‌اند . صولى گويد : وقتى خبر اين رخداد رسيد على بن عيسى در اين باب مكتوبى بلاغتآميز به مردم بصره نوشت كه ضمن آن از تعصب ورزيدن منعشان مىكرد و